دوشنبه هجدهم خرداد 1388
اعلام موجودیت همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران
به رياست عاليه استاد اديب برومند همبستگي بر اي دمكراسي و حقوق بشر در ايران اعلام موجوديت مي نمايد ويك شوراي موقت اجرايي براي پيگيري آن انتخاب گرديده است.
اعضاي شوراي اجرايي به قرار زير است:
1- داود هرميداس باوند (رييس شورا)
2- محمد ملكي ( دبير شورا)
3- اكبر پير هادي
4- محمد اوليايي فرد
5- كوروش زعيم (دبير سياسي)
6- اسماعيل مفتي زاده (مشاور درحقوق بشر)
7- كيوان صميمي
8- عليرضا جباري
9- نسرين ستوده
10- حشمت اله طبرزدي (سخنگو)
11- عيسي خان حاتمي (دبيراجرايي)
متن سند همبستگي و اصول دوازده گانه آن به شرح زير مي باشد
به نام سعادت ملت ايران
ميهن ما در شرايط بسيار حساس و سرنوشت سازي قرار گرفته است درطي سالهاي گذشته زير پا نهادن بنيادي ترين حقوق شهروندي مردم ايران ، ناديده گرفتن تعهدات بين المللي در عرصه حقوق بشر وقانون بين الملل توسط گروه حاكم و بطوركلي پايبند نبودن آنها به حاكميت قانون باعث شده است تا فرصتهاي طلايي و تاريخي بسياري را كه در عرصه ي دروني و برون مرزي نصيب ملت شده بود از دست برود و ملت را از لحاظ اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و معيشتي درشرايط بسيار سختي قرار دهد . همه ي اين نابساماني ها ناشي از ضعف مديريتي ، بي برنامگي و ناكارامدي سردمداران وبي اعتنايي آنها به حقوق اساسي ملت است.
ملت بزرگ ايران كه نخستين اعلاميه ي جهاني حقوق بشر را برپايه ي همزيستي فرهنگ ها، آزادي ، برابري ، بردباري و سازگاري نژادي و مذهبي براي جهانيان به ارمغان آورد ، يك صد سال است كه درراستاي استقلال ، آزادي ، دمكراسي و حقوق بشر درنهضت هايي مانند جنبش مشروطه ، جنبش ملي شدن صنعت نفت وتحولات اجتماعي وسياسي سال 57 تلاش مي كند. با پيشينه اي چنين گرانقدر ، ملت ايران شايسته ي برخورداري از حكومتي برپايه ي دمكراسي ، حقوق بشر ، آزادي هاي بنيادين و حكومت قانون مي باشد.
ما به آگاهي همگان مي رسانيم كه در راستاي اين خواسته ديرپاي ملت ايران گروهي از شخصيت هاي ملي و وابستگان به حزب ها ، سازمان ها و نهاد هاي مدني و صنفي كه پايبند به تماميت سرزميني ، استقلال ، جمهوري خواهي ، اصول دمكراسي ، حقوق بشر و آزادي هاي اساسي مي باشند گرد هم آمده و يك همبستگي تحت عنوان همبستگي براي دمكراسي و حقوق بشر درايران به وجود آورده
و پايبندي خود را به اصل هاي زير اعلام مي كند ازهمه ي ايرانيان و آزادي خواهان جهان خواستاريم كه ما را در راستاي برآورده شدن اين خواسته ها ياري نمايند.
1- حفظ تماميت سرزميني و استقلال ايران
2- پذيرش مفاد منشور ملل متحد و اعلاميه ي جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي آن
3- حاكميت قانون برخاسته از اراده ي آزاد مردم
4- تغيير قانون اساسي و حذف اصل هاي مغايربا حاكميت ملت
5- جدايي دين ازحكومت
6- تاكيد بر دمكراسي ، حقوق بشر و آزادي هاي اساسي
7- تاكيد برحقوق برابر همه ي اقوام ايراني
8- تاكيد بربرابري حقوق زن ومرد
9- رفع هرگونه تبعيض از لحاظ جنسيتي ،نژادي،قومي، عقيدتي و مذهبي
10- پاسداري از زبان پارسي كه بن مايه ي فرهنگ ، يك پارچگي و هويت تاريخي و ملي است با احترام و پذيرش ديگر زبان هاي رايج درسرزمين ايران
11- نفي هرگونه خشونت و شكنجه اعم ازاينكه ازمجاري قانوني يا خودسرانه اعمال شود
12- توسعه همه جانبه اقتصادي و اجتماعي همراه با گسترش عدالت اجتماعي و نفي هرگونه بهره كشي
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387
امیدی نو
منی نو
مایی نو
راهی نو
برای ایرانی نو
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
|
ملتی که هویت تاریخی و فرهنگی خود را حفظ کند، روح خود را زنده نگه داشته و همیشه زنده می ماند. ملت هایی که زیر هجوم مهاجمان تسلیم شدند و به رنگ و آداب و زبان مهاجمان درآمدند و ویژگی های تمدن خود را با دشمن تعویض کردند، اکنون به عنوان فرهنگ های مرده تاریخ بشر یاد می شوند. ولی ملت بزرگ ایران، حتا در بدترین و خشن ترین شرایط سلطه و زیر هجوم قوم های بیگانه، نه تنها فرهنگ خود را حفظ نمود که مهاجمان را نیز از دانش و فرهنگ خویش برخوردار کرد. ولی برخی از همان مهاجمان اکنون نسبت به آنچه ما آذین بخش اندام فرهنگی آنها نمودیم، حق ناشناسانه ابراز مالکیت می کنند. |
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
تاجیکستان یا فلسطین
اگر سیاست خارجی هر کشوری را در راستای منافع ملی آن کشور به شمار آوریم ،در حقیقت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را باید در راستایی نابرابر یا گاه متضاد با منافع ملی ایران و ایرانیان در نظر گرفت.تاجیکستان یا ایران کوچک در واقع درقلمرو مرزهای فرهنگی ایران قرار دارد و دارای هم وندهای بسیار زیاد تاریخی ، فرهنگی و زبانی با ایران امروز می باشد.نگاهی به مشکلات و چالشهای فراوان این جمهوری پس از استقلال از شوروی نشان می دهد که تاجیکستان همیشه
خود را جزئی از پهنه ایران فرهنگی دانسته و همواره به دنبال کمک و دست یاری دولت و مردم ایران بوده است.اما سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، با عدم توجه به ژرفای استراتژیک و ژئوپلتیک این کشور که همراه با مشکلات فراوان اقتصادی و غیره بوده است،تلاش کرده است نگاه به تاجیکستان را همواره در حاشیه سیاست خارجی خود نگه دارد . امری که بارها ناخشنودی بسیاری از ایران دوستان و تاجیکان را برانگیخته است . بطور یقین دست اندرکاران سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نگاهی به منافع ملی نداشته و صرفن تنها با نگاهی ایدئولوژیک ومکتبی صرف به روابط خارجی خود میپردازند.
با نگاهی تطبیقی به روابط خارجی ایران با دو کشور فلسطین و تاجیکستان میتوان دریافت که همواره سیل کمکهای نظامی ،رسانه ای ،اقتصادی ،سیاسی،و دیپلماتیک ج.ا.ا از فلسطین وجنبشهای هوادار ایران توسط دستگاه دیپلماسی ایران ادامه داشته و دارد.این در حالی است که تاجیکستان گاه در سخت ترین شرایط همواره از این کمک ها محوم مانده است؛ به گونه ای که به باور بسیاری از کارشناسان سیاسی و روابط بین الملل چنانچه این کشور نتواند از مادر خود (ایران)پشتیبانی کافی شود خود را در دامان چین ،روسیه و یا امریکا خواهد دید . امری که بر بسیاری از ایران دوستان گران خواهد آمد .این سخن بسیاری از ایران دوستان و روشنفکران تاجیک است:«ایرانیان ُُایران کوچک را در یابید»
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
|
ایران در چنبره انگیزیسیون فکری، عقیدتی و مذهبی جامعه ای از پویایی فرهنگی بهره مند است که در آن تنوع ارزشهای معنوی وجود داشته و مکتب های فکری و عقیدتی در کنار هم زیستی مسالمت آمیز داشته باشند تا از فرایند تعاملات میان آنها همگان بهره مند گردند. در برابر، جوامعی که گرفتار فرهنگ تک بعدی باشند، که انگشت شماری از آنها در جهان باقی مانده، نه تنها تمایل به تساهل و سازگاری با ارزشهای معنوی و عقیدتی متفاوت ندارند، بلکه درگیر ناسازگاری و ستیزگری با آنها می باشند. بهمین جهت، وقتی جامعه ای که همیشه از فرهنگ چند بعدی و کثرت گرا برخوردار بوده، تحت سلطه و حاکمیت یک فرهنگ تک بعدی و واپسگرا قرار می گیرد، تنها راه بقای ارزشهای معنوی متفاوت خود را در کسوت و پوشش فرهنگ حاکم می داند. چنانکه وقتی اسلام خلافتی اموی و عباسی با سیاست نژاد پرستانه و تک بعدی خود برجامعه ایران حاکمیت قهرآمیز یافت، دو قرن سکوت فرهنگی بر ما تحمیل شد. نواندیشان ایرانی در پرتو رنسانس فرهنگی و ادبی برخاسته از سده های نهم تا دوازدهم میلادی، سکوت را شکستند و فرهنگ ایرانی را دوباره شکوفا کردند. اندیشمندان ایرانی با الهام از ارزشهای برگرفته از گوهره پویا و فرهیخته ساز فرهنگ بومی خود و پیوند آن به رنگ و رخساره ارزش معنوی مسلط وقت، فضای مبتنی بر تعبد وانجماد فکری را تعدیل نموده و آن را به راه تلطیف و پویایی هدایت نمودند، که از این بازشکوفایی فرهنگ ایرانی به عنوان عصر شکوفایی تمدن اسلامی نیز یاد برده می شود. در این رهگذر، بی شک عرفان مبتنی بر جهان بینی و انسانگرایی ایرانی مبتنی بر عشق و دوستی و برادری بیش از همه عناصر دیگر رنسانس فرهنگی نقش تلطیف کننده داشته و، در عین حال، در اشاعه تنوع ارزشهای معنوی نیز کارساز بوده است. در شرایط امروز نیز، که از دیدگاه جمود فکری حاکمیت، جو فرهنگی ناآشنا با سرشت ایرانی بر جامعه ما مسلط شده و از معنای انسانیت تا حدودی تهی گردیده است، همین گرایش به اندیشه های دوستی و انسانگرایی بعنوان رهگشایی برای رهایی از سردرگمی ها و نابسامانیهای روانی و معنوی در جامعه ما مطرح شده و بخش قابل توجهی از نسل جوان پیروی از ارزشهای معنوی وعرفانی (مانند مولویه) را گزیده اند. ارزشهایی معنوی برگرفته از ایران زمین که در محافل آکادمیک همه کشورهای پیشرفته جهان مورد مطالعه و احترام است. در ایران ما، سرزمینی که نخستین منشور حقوق بشر مبتنی بر همزیستی و سازگاری نژادی، قومی و مذهبی اعلام و به آن عمل کرده است، امروزه حقوق بشر و ابتدایی ترین آزادیهای انسانی دچار نقض فاحش می شود. در زمانیکه اندیشه های عرفانی مبتنی بر جهان بینی و انسان گرایی در خارج از کشور مقبولیت روزافزون پیدا می نماید، پیروان عرفان و انسانیت با ممنوعیت ها و محدودیت های پی در پی روبرو میشوند، دچار نقض حقوق مدنی و آزار میگردند، خانقاه های آنها به ویرانی کشیده و رهبران آنها به زندان افکنده می شوند. همچنین، موضوع اسفبار آنکه ایرانیان وابسته به گرایش های مختلف فکری و عقیدتی، مانند صوفیگری و بهاییگری، به اتهامات واهی از ابتدایی ترین حقوق شهروندی و انسانی محروم می شوند. معابد و گورستانهای آنها ویران می گردد، خانه هایشان تخریب میشود، و به دلایل ساختگی زندانی یا از سرزمین نیاکانی خویش رانده می شوند. از سوی دیگر، دانشجویان و دانشگاهیان از اندیشه آزاد، انتقاد و اعتراض خردمندانه و مسالمت آمیز بازداشته و سرکوب یا زندانی می گردند. از جوانانی با صداقت و شهامت در راه دفاع از میهن جان باخته اند، شهادت آنان را ابزار تحمیل ارزشهای واپسگرایانه بر دانشگاهها قرار می دهند. جبهه ملی ایران همواره بر این باور بوده و هست که تمامی شهروندان ایرانی، می بایست در برابر قانون برابر باشند، باید بتوانند از تمامی فرصت ها و امکانات بدون هرگونه تبعیض مذهبی، نژادی، و قومی بطور یکسان بهره مند شوند. جبهه ملی ایران برخوردهای خشونت بار حاکمیت را با پیروان مکتب های فکری و عقیدتی مختلف، و هرگونه تلاش برای خشکاندن مبانی ارزشهای معنوی مختلف و تهی ساختن فرهنگ ایرانی را از پویایی و تنوع، محکوم می کند. اینگونه اقدامات و افزایش جو اختناق اجتماعی و انگیزیسیون فکری و عقیدتی، که نقض فاحش اعلامیه جهانی حقوق بشر، تعهدات بین المللی مندرج در میثاق حقوق مدنی و سیاسی، و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است، هر چند ممکن است در کوتاه مدت سرپوشی بر توجه مردم به شکست های اقتصادی و اجتماعی و سیاست بین المللی و فساد و تباهی حاکم بگذارد، ولی حاکمیت بداند که آتشی را که در عرصه های گوناگون شعله ور می کند، نخواهد توانست خاموش کند. جبهه ملی ایران تهران – 17 اسفند 1387 |
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
آیین بزرگداشت شادروان محمد مصدق در 14 اسفند
مراسم سالگرد درگذشت شادروان دکتر محمد مصدق رهبر و بنیانگذار جبهه ملی ایران روز چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 در احمدآباد برگزار میشود .از هممیهنان علاقه مند دعوت میشود با شرکت خود در این مراسم یاد رهبر جنبش ملی ایران را گرامی دارند .به منظور تسهیل رفت و آمد شرکت کنندگان در این مراسم , اتوبوس ها از 2 نقطه در تهران ( میدان توحید اول خیابان ستارخان و میدان ونک خیابان توانیر اول کوچه سامی) در ساعت هفت و نیم صبح آماده حرکت به احمد آباد خواهند بود.
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387
مصاحبه مهندس کورش زعیم با رادیو زمانه
رادیو زمانه |
تاریخ انتشار مطلب: ۷ اسفند ۱۳۸۷ |
«استفاده از روزنههای کوچک برای برقراری دموکراسی»
مریم محمدی
به نظر میرسد دورهی دهم انتخابات ریاست جمهوری در ایران، گذشته از دشواریهای طبیعی گزینش یک رییس جمهور، به علت بحرانهای آشکار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که کشور با آن مواجه است، تأمل و درنگ بیشتری را ایجاب کرده است.
این تأمل در جبههی اصولگرایان، به ویژه پس از آنکه با دو نامزد قطعی اصلاحطلبان مواجه شدهاند، چشمگیرتر است. اما در جبههی اصلاحطلبان نیز، گذشته از آنکه اجماع کلی و وسیعی به دست نیامده است، برخی احزاب و جریانات درون این جبهه نیز هنوز نظر نهایی خود را اعلام نکردهاند.
«جبههی ملی داخل»، یکی از این نیروها است. در این برنامه و در گفت و گو با دکتر کوروش زعیم، عضو شورای مرکزی این جبهه، با علت عدم موضعگیری، استدلالها و آرایی که در مرکزیت این جبهه موجود است، آشنا میشویم.
به نظر میآید در نیروهای متعلق به طیف اصلاحطلب یا بطور کلی نیروهای بیرون از حاکمیت، جبههی ملی از جمله معدود نیروهایی است که در مورد پشتیبانی از هر نامزدی، تاکنون سکوت کرده است.
سکوت نکرده. جبههی ملی در حال مطالعه و نظارهی تحولاتی است که در جریان است. انتظار داریم این تحولات شدت بیشتری بگیرد؛ هم تحولات داخل کشور و هم تحولات بینالمللی که ممکن است در سیاست ما و روند انتخابات تأثیرگذار باشد.
میتوان گفت، علت سکوت شما مطالعهی شرایط است. میتوان این برداشت را کرد که جبههی ملی هنوز هیچ گزینهای را برای انتخاب خود محتمل نمیداند؟ یا گزینههای محتملی هست ولی قطعی نشده است؟
ما هیچ گزینهای را از روی میز برنداشتهایم. ولی شرایطی که امروز بر انتخابات حاکم است، با شرایط انتخابات گذشته تفاوتی ندارد. یعنی همان جریان گزینشی هم وزارت کشور، هم شورای نگهبان و همان محدود و بسته بودن دسترسی به رسانهها، گردهمایی، حتا زمان لازم برای تبلیغات و شناسایی نامزدها برقرار است. حتا اگر از همهی این محدودیتها هم گذر کنیم، امروز هیچ کنترلی بر صداقت در رأیگیری و شمارش آرا نداریم. بنابراین، ما همهی این موارد را درنظر داریم و مطالعه میکنیم که آیا روند تحولاتی که شاهد آن هستیم، روزنهای باز خواهد کرد؟
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
دانشگاه تهران نخبه کشی و خود کشی
در واقع ساختار دانشگاه های معتبر ما به گونه ای است که به نظر می رسد با فرایندی سیستماتیک بسیاری از نخبگان جوان را با هزاران امید و آرزو به انسان هایی بدل میکند که راهی جز پناه بردن به اعتیاد مواد مخدر و...ندارند و در پایان گریز گاهی جز افسردگی ترک تحصیل و خود سوزی و خود کشی نمی یابند.در حقیقت باید اشاره نمود که مدیریت نظام دانشگاهی ناتوان علیل و فاقد ساختار های نگرش علمی است .امری که موجب شده است بسیاری از نخبگان جوان به بیراهه های بسیاری کشیده شوند و بسیاری مرگ را بر گزینند.
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
جشن اسفندگان
پیشاپیش فرا رسیدن ۲۹ بهمن روز مهربانی عشق ودوستی را به تمام دوستان و مهربانان شاد باش میگویم.
تصویر از سایت اسفندگان میباشد ٌٌٌٌٌٌ
